الشيخ أبو الفتوح الرازي

326

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

درشت سخت ( 1 ) ، پس بيرون آريم بدان كشت ( 2 ) ، مىخورد ( 3 ) از آن چهار پايان ( 4 ) ايشان و تنهاى ايشان ، اى ( 5 ) نمىبينند ! و مىگويند كى بود ( 6 ) اين فتح و نصرت اگر هستيد شما راست گويان [ 235 - ر ] . بگو يا محمّد روز فتح ( 7 ) نكند سود آنان را كه كافر شدند ايمان آوردن ايشان ، و نه ايشان را زمان دهند ( 8 ) . روى بگردان از ايشان و چشم مىدار اين روز را كه ايشان چشم مىدارند هلاك تو را ( 9 ) . قوله ( 10 ) : * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ) * ، گفت : آن كس كه مؤمن باشد چنان بود كه آن كس كه فاسق باشد ؟ با هم راست نباشند . مفسّران گفتند : آيت در ( 11 ) امير المؤمنين على آمد ، و الوليد بن عقبة بن ابي معيط - كه برادر عثمان بود از مادر - و سبب نزولش آن بود كه : ميان ايشان چيزى برفت . وليد على را گفت : تو كودكى ، و انا ابسط منك لسانا و احدّ سنانا و املأ منك حشوا فى الكتيبة ، و من از تو به زبان فصيحترم ، و به سنان تيزتر ، و در ميان لشكر از تو پايدارتر . امير المؤمنين او را گفت : اسكت ! فانّك فاسق ، خاموش باش كه تو فاسقى . خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ) * ، آن كس كه مؤمن بود چنان بود ( 12 ) كه آن كس كه فاسق باشد ؟ راست نباشد . و براى آن گفت : « لا يستوون » ، و « لا يستويان » نگفت كه آيت اگر چه در ايشان ( 13 ) آمد ، حكم آيت عام است در جملهء مكلَّفان ، هيچ فاسق با هيچ مؤمن راست

--> ( 1 ) . آط ، لب : به زمين خشك ، آب : بى نبات . ( 2 ) . آط ، لب : كشتى ، آب ، مش : كشت را . ( 3 ) . آط ، لب : تا بخورد ، آب ، مش : مىخورند . ( 4 ) . آب : چارپايان . ( 5 ) . آب ، مش : آيا . ( 6 ) . لب : كجا باشد . ( 7 ) . آط ، لب مكّه . ( 8 ) . آط ، لب : در نگرند . ( 9 ) . آب : كه ايشان انتظار كنندگاناند . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها تعالى . ( 11 ) . آب شأن . ( 12 ) . آط ، آب ، لب : باشد . ( 13 ) . آط ، آب ، لب ، مش ، كا دو .